یکی از سخت ترین مسئولیت ها در رابطه با استارتاپ ها، مدیریت آن است. هر چند رهبری یک تیم کاری لذت بخش است که می تواند راهگشای دیگران باشد اما با این وجود سختی ها و هزینه های خود را دارد.

همواره فشارهای زیادی در جهت بهره وری و تولید سریع تر به مدیر یک استارتاپ اعمال می شود. در اینجا مسئله ای که بیش از همه مطرح است به انجام نرسیدن کارها طبق جدول زمان بندی از پیش تعریف شده برای انجام امور می باشد که علت آن نیز کارهای کوچک و ناچیزی است پیاپی پیش می آید و مدیر را از مسیر اصلی دور می کند.

سه فعالیت وجود دارد که معمولا کارآفرینان جوان در ابتدای کار بیشترین گرایش را به انجام آن دارند اما پس از گذشت مدتی متوجه می شوند که این فعالیت ها نمیتواند اولویت اصلی در کسب و کارشان باشد و حتی ممکن است مانع پیشرفت شرکت شود.

  • گرایش زیاد به جذب سرمایه

دریافت پول از سرمایه گذاران یکی از مهم ترین تجربیاتی است که یک کارآفرین جوان در طول زندگی حرفه ای خود با آن روبرو خواهد شد و ممکن است این نگرش را در فرد بوجود آورد که چون فرد یا شرکتی موفق حاضر شده به آ‌ن‌ها پول بدهد؛ پس قطعاً به سمت موفقیت در حال حرکت هستند. هر چند جذب سرمایه یکی از عوامل کلیدی در رسیدن به موفقیت است اما باید توجه داشت که این امر صرفا به معنای حرکت استارتاپ به سمت موفقیت و پولساز شدن نیست.

  • گرایش زیاد به استخدام

مدیر استارتاپ مدتی پس از راه اندازی شرکت با انبوهی از رزومه ها و درخواست های همکاری روبرو می شود و این مسئله که افراد زیادی خواهان همکاری با شرکت‌تان هستند؛ باعث ایجاد نوعی حس خشنودی در فرد می‌شود. وقتی تعداد کارکنان از 10 نفر بیشتر شود لازم است تغییراتی اساسی و بنیادی در ساختار سازمانی استارتاپ ایجاد شود تا از ایجاد تغییرات نامطلوب در روند فعالیت شرکت جلوگیری شود. از این رو یکی از راه های صرفه جویی در هزینه ها برای یک شرکت نوپا این است که فقط در صورت لزوم نیروی جدید استخدام کنند. استخدام نیروی تازه با وجود عدم نیاز به نیروی کار اضافه، بهره وری شرکت کاهش یافته و کارکنان کاری برای انجام نخواهند داشت. بنابراین باید در زمانی که نیازی به نیروی جدید نیست از پذیرفتن بهترین رزومه ها نیز خودداری نمود.

  • گرایش زیاد به رسانه ها

استفاده از رسانه ها مزایای بی شماری از قبیل استخدام ساده تر، جذب سرمایه گذار و سرزندگی اعضای تیم دارد اما با وجود فوق العاده بودن چنین نتایجی مستقیما باعث پیشبرد کسب و کار نمی شود. البته نباید خود را از رسانه ها دور کرد اما بهتر است در ابتدای راه اندازی استارتاپ از هدر رفت وقت در جلب توجه روزنامه نگاران یا استخدام شرکت های فعال در حوزه ارتباطات و روابط عمومی جلوگیری کرد.

در شروع فعالیت یک استارتاپ مهم ترین مسئله پیدا کردن بازار هدف است. پس از اینکه  یک الگوی کاری مقیاس پذیر را برای شرکت ایجاد شد، آنگاه می‌توان از رسانه‌ها خواست که فعالیت‌های استارتاپ را زیر ذره‌بین خود قرار دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.