فرهنگ و ورزش

دنیای مدرن اقتضاهای خاص خود را دارد و نیازهای متنوع و تازه‌ای را برای انسان امروز به‌وجود آورده است. از یک سو شهرنشینی و پیچیدگی جوامع، و از سوی دیگر بوروکراسی، رشد اتوماسیون و گسترش اینترنت، فرصت خلوت با خود و حتی برنامه‌ریزی برای زندگی شخصی را از بسیاری گرفته است. گویی همه در «مسابقه‌ی سرعت» گرفتار شده‌اند.

کجا قرار است برسیم؟ آن‌قدر می‌دویم که گاهی دیگر نمی‌دانیم چرا می‌دویم. در این روزگار، همه کمبود وقت را تجربه می‌کنند: ترافیک کاری، ترافیک اداری، ترافیک خیابان‌ها و مهم‌تر از همه ترافیک ذهنی. این فشار پیوسته آن‌قدر آزاردهنده شده که گاهی انسان‌ها به‌دنبال راهی برای فرار می‌گردند؛ اما نتیجه‌ای ندارد و اغلب، ناگزیر دوباره به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردند. فراغت و آسودگی از زندگی بسیاری رخت بربسته است.

در چنین شرایطی، کم‌تحرکی و نبودِ فعالیت بدنی، بیماری‌های گوناگونی را به‌دنبال آورده است. ورزش نیز در بسیاری از موارد، تنها از قاب تلویزیون و به‌عنوان سرگرمی پیگیری می‌شود. همه شعار می‌دهیم «عقل سالم در بدن سالم است» و درباره اهمیت ورزش بسیار می‌گوییم، می‌نویسیم و حتی همایش برگزار می‌کنیم؛ مسئولان نیز معمولاً بر اهمیت آن تأکید می‌ورزند. اما در عمل، برای ورزش جوانان کشور برنامه‌ای مدون و علمی نداریم؛ هرچند وزارت ورزش و جوانان تأسیس کرده‌ایم.

مدیریت ورزش و برنامه‌ریزی‌های ورزشی نیز در کشور، کمتر به‌صورت علمی پیش می‌رود؛ با این حال انتظار داریم در میادین بین‌المللی، از المپیک گرفته تا جام جهانی، حرفی برای گفتن داشته باشیم و مدیران ورزشی بتوانند مصاحبه‌های افتخارآمیز انجام دهند.

 

نظام آموزشی تک‌محصولی و غفلت از ورزش

متأسفانه باید گفت نظام آموزشی رسمی کشور ـ اعم از مدارس و دانشگاه‌ها ـ اهمیت عمده را به آموزش‌های تئوریک و تقویت حافظه می‌دهد و فرزندان این سرزمین را در بهترین سال‌های زندگی، اسیر کنکور و تست‌زنی‌های کم‌ثمر می‌کند. در نتیجه، بسیاری از جوانان فرصت تخلیه انرژی و ابراز شادی پیدا نمی‌کنند؛ زیرا قرار است فقط «قله‌های کنکور» را فتح کنند.

کسی چندان توجه نمی‌کند که غفلت از ورزش، می‌تواند در میانسالی آسیب‌های جدی و در سالمندی حتی بیماری‌های روحی و افسردگی ایجاد کند. از سوی دیگر، مطالعات منسجم و گسترده‌ای درباره پیامدهای تداوم این روند انجام نمی‌شود تا روشن گردد بی‌توجهی به ورزش در جامعه و نبود برنامه‌ریزی جدی برای مدارس و دانشگاه‌ها، چگونه خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر پیکر اجتماع وارد می‌کند.

نگاه جامع به انسان: جسم، اندیشه و روح

صاحب‌نظران اذعان دارند انسان برای زندگی موفق، نیازمند پرورش همه ابعاد وجودی خود است. ساختار وجودی انسان ترکیبی از سه بعدِ جسم، اندیشه و روح است و هر سه جنبه، به تربیت و پرورش نیاز دارند. پرورش تک‌بعدی افراد می‌تواند آسیب‌های گسترده اجتماعی ایجاد کند.

می‌توان گفت سلامت جسم، سلامت اندیشه و سلامت روح، سه عنصر اساسی برای کمال انسان‌اند:

  • سلامت جسم از طریق ورزش، تربیت بدنی و تغذیه اصولی به‌دست می‌آید.

  • سلامت اندیشه در پرتو آموزش صحیح در خانه، مدرسه و دانشگاه شکل می‌گیرد.

  • سلامت روح که نشاط زندگی را می‌آفریند، با پرورش عواطف لطیف انسانی ـ که امانتی الهی است ـ تقویت می‌شود.

انسان سالم، نخستین شرط توسعه

انسان سالم

ورزش، سلامت جسمانی و بهداشت تغذیه، نخستین گام در مسیر زندگی موفق است؛ تا جایی که می‌توان گفت «انسان سالم» پیش‌شرط توسعه است. در تعالیم دینی نیز سلامت جسمانی یکی از معیارهای انسان کامل به‌شمار می‌آید. حتی در قرآن کریم، سلامت جسم در کنار علم به‌عنوان شرطی برای احراز برخی مسئولیت‌ها ذکر شده است:
«وَ زادَهُ بَسطَةً فِی العِلمِ وَ الجِسمِ» (بقره، ۲۴۷).

انسان بیمار، علاوه بر رنجی که تحمل می‌کند و هزینه‌هایی که برای درمان می‌پردازد، عملاً نیروی کار جامعه را نیز از کارایی می‌اندازد. بدن انسان به تغذیه صحیح، بهداشت و آمادگی جسمانی نیاز دارد. تغذیه بی‌رویه، بدون رعایت اصول بهداشتی و بدون تحرک، عامل جدی آسیب به سلامت است.

ورزش در دنیای امروز: یک «علم» نه یک تفنن

برای تأمین سلامت و رشد جسمانی نمی‌توان مانند گذشته عمل کرد و انتظار داشت هرکس به سلیقه خود، هر نوع ورزشی را بدون چارچوب انجام دهد. در دنیای امروز، ورزش یک علم است و رشته‌های تخصصی متعدد در کنار آن شکل گرفته‌اند؛ بنابراین مدیریت ورزش نیز باید عالمانه و مبتنی بر روش‌های دانشگاهی پیش برود.

با این حال، مدارس ایران ـ به‌دلیل گرفتار شدن در نظام حافظه‌محور ـ برنامه‌ای جدی برای آموزش تغذیه صحیح، رعایت اصول بهداشتی، شناسایی و تقویت استعدادهای ورزشی دانش‌آموزان ندارند. ساعات ورزش در بسیاری موارد یا به بطالت می‌گذرد یا به جای آن دروس دیگر برگزار می‌شود. در نیمی از سال تحصیلی نیز به‌دلیل سرمای مناطق سردسیر، گرمای شدید مناطق کویری و گرمسیر، کمبود سالن‌ها و امکانات ورزشی، کلاس ورزش عملاً تعطیل می‌شود.

در چنین شرایطی، چگونه می‌توان انتظار داشت تیم‌های پایه، امید و بزرگسال در میادین جهانی بدرخشند؟ از طرفی، هزینه‌های هنگفتی برای حضور تیم‌های ملی در رقابت‌های جهانی صرف می‌شود، اما نتایج آن‌گونه نیست که بتوان به آن دل بست. همچنین در فصل نقل‌وانتقالات فوتبال، هزینه‌های زیادی صرف می‌شود تا رضایت نسبی تماشاگران جلب گردد؛ غافل از آن‌که سرمایه‌گذاری واقعی باید از مدرسه آغاز شود و در دانشگاه استمرار یابد تا نسل جوان با سلامت و شادابی کامل رشد کند و در نتیجه، ده‌ها باشگاه برتر و هزاران ورزشکار آماده برای حضور در تیم‌های ملی و رقابت‌های جهانی پدید آید.

 

ورزش؛ پیام‌آور صلح جهانی و زبان نانوشته‌ی بین‌المللی

ورزش یک زبان نانوشته‌ی بین‌المللی است. ملت‌ها می‌توانند با فرهنگی مشترک و قابل فهم، رقابت‌های ورزشی را در میدان‌های جام جهانی یا المپیک به نمایش بگذارند. گاهی کشورهایی که نامشان در نقشه‌های جغرافیا کمتر دیده می‌شود، تنها فرصت بروز و ظهورشان همین میدان‌های جهانی است. هم‌زمان با برگزاری مسابقات، توجه ملت‌های دیگر به آن کشورها جلب می‌شود و اگر میزبان یا حاضر در مسابقات بتواند فرهنگ مناسب و چهره‌ای محترمانه از خود نشان دهد، می‌تواند در معرفی کشور، جذب گردشگر و رونق اقتصادی موفق‌تر عمل کند.

ورزش و آموزش همزیستی

ورزش در سطح بین‌المللی، پیام‌آور صلح و تفاهم میان ملت‌هاست. انسان‌ها می‌آموزند که می‌توان با فرهنگ‌ها، نژادها و مذاهب گوناگون در کنار هم زیست و جهانی عاری از جنگ و خشونت ساخت. این هدف، تنها از مسیر احترام به عقاید، فرهنگ‌ها و حقوق اجتماعی دیگران امکان‌پذیر است.

موثرترین مسیر برای صلح و وحدت جهانی، کنار گذاشتن انحصارطلبی، مبارزه با خودبرتر‌بینی و دوری از خصلت‌های استکباری است. ملت‌ها با حضور در میدان‌های ورزشی می‌آموزند چگونه یکدیگر را دوست بدارند، خود را همچون دندانه‌های شانه برابر ببینند، حقوق یکدیگر را رعایت کنند و از طریق حاکمیت قانون و گفت‌وگوی خردمندانه، مسائل جهانی را حل‌وفصل نمایند؛ بی‌آن‌که نیازمند سلاح‌های پیشرفته یا ابزارهای کشتار جمعی باشند.

 

هویت ملی، همبستگی جهانی و تقویت ارزش‌های جهانی در جام جهانی

هویت ملی، همبستگی جهانی و تقویت ارزش‌های جهانی در جام جهانی

دو عنصر مهم که در مسابقات بین‌المللی خود را نشان می‌دهد، نخست تقویت هویت ملی اقوام و ملت‌ها و دوم احساس همبستگی جهانی است. در پرتو رویدادهای جهانی، هم غرور ملی حفظ می‌شود و هم زمینه‌ی اتحاد برای صلحی پایدار تقویت می‌گردد.

اما فراتر از این دو، نقش ورزش ـ به‌ویژه جام جهانی ـ در آفریدن «ارزش‌های جهانی» بسیار مهم است. ملت‌ها برای رسیدن به صلح پایدار و رفاه مطلوب، به تفاهم بین‌المللی نیاز دارند؛ وظیفه‌ای که سیاست‌مداران در طول تاریخ یا از انجام آن ناتوان بوده‌اند یا گاه نخواسته‌اند آن را محقق کنند. در مقابل، پدیده‌ای مانند جام جهانی می‌تواند در سطحی گسترده، روح ملت‌ها را برای تفاهمی جهانی و ساختن جهانی عاری از جنگ و خشونت آماده سازد.

بر ماست که با آماده‌سازی جوانان در همه سطوح و رشته‌های ورزشی، حضوری پررنگ در مسابقات جهانی داشته باشیم و پیام‌آور صلح و دوستی ـ که از شاخصه‌های تمدن و فرهنگ دیرپای ایرانیان است ـ در سراسر جهان باشیم.

 

ورزش و ارزش‌های اخلاقی

ورزش می‌تواند سهم بزرگی در نهادینه کردن ارزش‌های اخلاقی مانند انسان‌دوستی، جوانمردی، نوع‌دوستی، گذشت، همزیستی مسالمت‌آمیز و همدلی ایفا کند. اگر گاهی اخلاق در میادین ورزشی مورد نقد قرار می‌گیرد، باید ریشه‌یابی کرد و پرسید: آیا برای «فضاسازی اخلاقی» در ورزش سرمایه‌گذاری شده است؟ آیا ورزشکارانی که پس از رقابت‌های مختلف به تیم‌های ملی راه می‌یابند، آموزش‌های لازم را درباره رفتار حرفه‌ای، اخلاق ورزشی و مسئولیت اجتماعی دریافت کرده‌اند؟ یا صرفاً به دلیل توانمندی فنی به تیم ملی دعوت شده‌اند؟

بدون سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی علمی، نمی‌توان انتظار داشت محیط‌های ورزشی از هرگونه بداخلاقی دور بمانند. پرسش کلیدی این است: آیا چیزی به نام «اخلاق ورزشی» در جامعه ورزشی کشور ـ هم در میان ورزشکاران و هم در میان تماشاگران ـ شکل گرفته است؟ اگر نه، چگونه انتظار «معجزه» داریم؟

راهکار پیشنهادی: اصلاح نگاه در نظام آموزشی

به نظر نگارنده، پیش از هر چیز، نظام آموزشی کشور باید با آموزش‌های لازم درباره بهداشت عمومی، زمینه سلامت نسل‌ها را فراهم کند و با جدی گرفتن ورزش در مدارس و دانشگاه‌ها، سلامت عمومی جامعه را تضمین نماید.

مدارس به جای مجبور کردن دانش‌آموزان به حفظ اطلاعات پراکنده ـ مانند متراژ و ارتفاع قله‌ها، طول رودخانه‌ها یا تاریخ تولد و وفات پادشاهان ـ بهتر است روزانه بخشی ثابت و مؤثر از زمان آموزشی را به تربیت بدنی و شناسایی علایق ورزشی دانش‌آموزان اختصاص دهند. هر دانش‌آموز باید دست‌کم در یک یا دو رشته ورزشی به مهارت قابل قبول برسد تا در آینده، بازیکنان تیم ملی در خاطرات خود نگویند: «از زمین‌های خاکی اطراف شهر شروع کردیم.» بلکه با افتخار بگویند: «عضو تیم ورزشی مدرسه‌ام بودم و زیر نظر مربی مدرسه آموزش دیدم.»

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، بخش مهمی از بدرفتاری‌ها و نابسامانی‌های اخلاقی در ورزش کاهش می‌یابد؛ محیط‌های ورزشی سالم‌تر می‌شود و خانواده‌ها ـ پدر و مادر، دختر و پسر ـ با آرامش بیشتری برای تماشای مسابقات و تشویق تیم محبوبشان در کنار هم حاضر خواهند شد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *