معنی داری زندگی

چکیده

«فلسفه حیات» یا «معنی زندگی» یکی از اساسی‌ترین موضوعات زندگی انسان است. عدم پاسخگویی به این سؤال که «هدف حیات و معنی زندگی چیست؟» زندگی را به سمت پوچی و بی‌هدفی می‌کشاند. پذیرش معنی‌دار و هدف‌مند بودن زندگی و مطالعه روشمند و موضوعی در فلسفه حیات مسیر زندگی و آینده انسان را تغییر می دهد. بر عکس، پوچ‌انگاری زندگی سرنوشت دیگری را برای او رقم می زند.

در مقاله حاضر موضوع معنی‌دار بودن زندگی و عوامل مؤثر در معنی بخشی به زندگی از دیدگاههای مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است.

۱ـ ضرورت بحث از معناداری زندگی

خلاء وجودی یک پدیدۀ بسیار گسترده و شناخته شدۀ قرن ماست امروزه بیماران بیشماری از یک احساس کلی به نام بی‌معنایی زندگی رنج می‌برند. این افراد چیزی را و معنایی را که به زندگی ارزش و تداوم می‌بخشد، نمی‌شناسند آنان طعمۀ خلاء درونی و پوچی زندگی شدهاند. این خلاء وجودی اغلب به شکل ملالت و بیحوصلگی پیوسته خودنمایی می‌کند. ماشینیتر شدن شکل زندگیِ امروزی به بحران شدت می‌بخشد. در زندگی صنعتی با رفتن جامعه به سمت اتوماسیون و کم شدن ساعات کار اوقات فراغت افراد زیاد می‌شود. روزهای تعطیل و اوقات فراغت افسردگی ویژهای سراغ افراد می‌آید و علت آن تهاجم اندیشههایی است که شخص در روزهای کار و مشغله اکثراً به آن نمی‌اندیشد و در روز تعطیل، متوجه می‌شود که از زندگی خود خشنود نیست و معنا و ارزشی که این همه تلاش و زحمت را توجیه کند، وجود ندارد. (فرانکل، 1385ش، صص 161-159)

آثار افسردگیهای روانی معمولاً به صورت خودکشی یا الکلیسم یا بزهکاری خود را نشان می‌دهند. بحرانهای کهولت و دوران بازنشستگی را نیز می‌توان از این زاویه بررسی کرد. گاه ناکامی درمعنییابی، دوران قدرت طبی نیز می‌شود که در شکل ابتدایی به صورت «پول پرستی» ظاهر می‌گردد.

در پاره‌ای موارد نیز جای ناکامی در معنی جویی را «لذت طلبی» اشغال می‌کند. و گاه حرص و تنوع طلبی جنسی جانشین آن می‌شود و کسانی که از خلاء وجودی رنج می‌برند اسیر شهوات خویش می‌شوند. (فرانکل، 1385ش، ص 162)

بنابر این فلسفه حیات یا معنی زندگی یکی از اساسی‌ترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان نتواند دریابد که «هدف از حیات چیست؟» و پاسخی مناسب برای این پرسش نداشته باشد، زندگی را پوچ و بی‌معنی خواهد یافت. همۀ فعالیتهای آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی زندگی روشن باشد. هدف فرد از کار کردن، تحصیل علم، توالد و تناسل و حتی غذا خوردن ادامۀ زندگی است. حال باید پرسید هدف خود زندگی چیست؟ با اندک دقتی می‌توان فهمید هدفی که ما برای زندگی خود در نظر می‌گیریم همۀ زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به تعبیر دیگر به زندگی ما جهت و معنی می‌دهد. سعادت و کمال انسان در گرو شناخت هدف و آگاهی از فلسفه حیات است. برخی به علت سرگرم شدن به لذتهای مادی و انس گرفتن با ظواهر زندگی به هدفی والاتر از آن نمی‌اندیشند. و به تعبیر قرآن کسانی هستند که به حیات دنیا راضی شده و به آن آرام گرفتهاند و همین آرامش دروغین سبب شده است که به طور جدی دربارۀ هدف زندگی نیندیشند. برخی نیز نمی‌توانند به اهداف مادی و غریزی دلخوش کنند اما در عین حال از یافتن بعد متعالی حیات نیز درماندهاند چنین افرادی نظام هستی را پوچ و بی‌معنی معرفی می‌کنند.

اما نگاه درست به نظام آفرینش و مطالعه در اسرار هستی، بیانگر هدفدار بودن جهان آفرینش است. آفرینش جهان بیهوده نیست. با پذیرش حکیمانه بودن آفرینش خداوند، جهان هستی حق است و باطل و بازیچه و سرگرمی نیست.

۲-معنی داری زندگی در نگاه ادیان

ویل دورانت می‌گوید: تمدن از هشت عنصر کار، دولت، اخلاق، دین، علم، فلسفه، ادبیات و هنر تشکیل شده است. (حجازی، 1365ش، ص 57) در این می‌ان دین به عنوان عنصری مؤثر و نیرومند و پایدار همواره نقش محوری در تمدن بشری داشته است. عمومیت رفتار دینی در جوامع انسانی امری مسلم است. مفهوم دین برای مردم، جزئی از روش زندگی خاص آنان است (نوتنگهام، 1954م، ص 20) از فجر تمدن، ادیان فراوانی پدید آمدهاند و هر کدام به نحو بسیار پیچیدهای توسعه و تکامل یافتهاند (اسمارت، 1984م، مقدمه) حتی کسانی که در جهت انکار خداوند تلاش می‌کنند به نحوخاصی بر تأثیر عمیق خداوند بر زندگی بشر گواهی می‌دهند. (پترسون، 1376ش، ص 18)

یکی از اصلیترین آموزههای ادیان معنی‌دار بودن و هدف‌مند بودن زندگی است. ساختن جهان معنی‌دار یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسان است و ادیان مدعی معنی‌دار بودن جهان و انسان هستند (رو، 1381ش، مقدمه) بر این اساس ادیان الهی به دنبال بازگویی بهترین و کاملترین معنی برای زندگی انسان بوده و تفسیر نظام عالم و معنا بخشی بدان را در صدر تعالیم خود مورد توجه قرار دادهاند. چرا که یکی از معیارهای اصلی مقبولیت یکی جهان بینی معنی بخشیدن به زندگی است. (مطهری، 1369ش، ج 2، ص 84)

قرآن نیز به عنوان آخرین کتاب الهی بیشترین توجه را در مسأله معنی‌داری زندگی داشته و هدفدار بودن نظام آفرینش را مورد تأکید قرار داده است. براساس تعالیم قرآن یکی از اصلیترین هدفهای بعثت انبیاء ارائه تفسیری صحیح برای زندگی بشر در دنیا و معنی بخشیدن به آن و هدفدار ساختن مسیر زندگی اوست. و برخلاف اندیشه رهبانیت که هدف دین را صرف آخرت گرایی می‌داند از نظر قرآن زندگی دنیوی موضوعیت دارد و پیامبران علاوه بر هدایت مردم به سوی خدا وظیفه داشتند زمینههای لازم را برای قیام مردم در جهت ساختن زندگی پر از قسط و عدل فراهم نماید. براساس تعالیم قرآن، نظام هستی نظامی متعادل بوده و خلاء و پوچی در آن راه ندارد. اندیشیدن در نظام هستی و اسرار خلقت آدمی را به این حقیقت رهنمون می‌شود که جهان آفرینش نظامی هدفدار است و نتیجه آن خوش بینی به جهان هستی و رسیدن به آرامش خاطر و خشنودی و رضایت از زندگی برای انسان حاصلمی شود. حتی چهرۀ مرگ نیز برای او تغییر کرده و نوعی انتقال از دنیایی تنگ به جهانی فراخ ارزیابی می‌شود (مطهری، 1369ش، ج 2، ص 49)

۳ـ فلسفه حیات و معنی زندگی از نظر قرآن

براساس تعالیم قرآن کریم نظام هستی پوچ و بی هدف نیست. هر موجودی براساس برنامهای سنجیده و حساب شده به این جهان گام نهاده و به سوی هدف حکیمانهای در سیر وحرکت است. انسان نیز که برترین آفریدۀ خداست از این اصل کلی مستثنی نبوده و حیات و هستی او نیز بیحساب و اتفاقی نیست. انسان برای رسیدن به هدفی والا خلق شده و بسوی آن هدف متعالی روان است. و زندگی او پدیدهای پوچ و بی‌معنی نیست بلکه پدیدهای کاملاً هدفدار است. آفرینش جهان مادی مقدمه آفرینش انسان است. ایجاد جهان ماده – که یک ایجاد تدریجی است و در شش مرحله انجام گرفته است – مقدمه پیدایش موجودی بود که قابل انحطاط و ترقی باشد تا به اختیار خود به کمال نهایی برسد. هدف از آفرینش جهان وانسان، «آزمایش انسان» است. منظور از آزمایش این است که زمینهای فراهم شود تا شخص آنچه را پنهان دارد آشکار کند، یا نیت خود را به عمل آورد. مفهوم آزمایش کردن خدا این است که وسایلی را فراهم کند تا انسان بر سر دو راهی قرار گیرد و آنچه در نهانش است به ظهور، و استعدادش به فعلیت برسد. یعنی آنچه را که خداوند در روی زمین قرار داده است برای آزمایش انسان است پس جهان آزمایشگاهی است که همه گونه وسایل آزمایش انسان در آن فراهم شده است. خداوند به انسان اختیار داده و او را بر سر دوراهی قرار داده تا با انتخاب خود راه زندگی اش را برگزیند و سرنوشت آینده خود را رقم بزند.

۴ـ دلایل معنی‌دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن

معنا در زندگی از دید قرآن

آیا از نظر قرآن، زندگی موضوعیت دارد؟ آیا زندگی یک اشتباه کور طبیعی است یا ارادۀ الهی در پشت آن وجود دارد؟ آیا زندگی هدفی دارد و به دنبال معنایی است یا پوچ و بی‌هدف است؟ قرآن کریم به عنوان آخرین سند وحی الهی بیشترین توجه را به مسأله معنی‌داری زندگی داشته و در آیات مختلف نظام هستی را هدف‌مند و معنی‌دار معرفی کرده است. ذیلاً به بررسی دلایل معنی‌دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن می‌پردازیم:

۴-۱-موضوعیت داشتن زندگی

از نظر قرآن زندگی دنیوی موضوعیت داشته و در رابطه تنگاتنگی با زندگی آخرت قرار دارد. هیچ‌کدام از این دو فدای دیگری نمی‌شود. فدا کردن آخرت بخاطر دنیا امری مذموم است و به همان اندازه نیز رها کردن زندگی دنیوی بخاطر آخرت نکوهش شده است.

قرآن بر مادیت محض قلم بطلان کشیده و می‌گوید کسانی که فقط نعمتهای دنیوی را می‌خواهند برایشان در آخرت نصیبی نیست.همچنین قرآن بر روحانیت محض نیز خط بطلان کشیده و می‌گوید: بر خود حرام نکنید پاکیزههایی را که خدا برایتان حلال شمرده است. در سورۀ ابراهیم می‌خوانیم که حضرت ابراهیم بعد از سکنی دادن همسر و فرزندش در سرزمین مکه دو جور برایشان دعا می‌کند: اول از خداوند می‌خواهد که دلهای مردم را به سوی آنها مشتاق کند و سپس انواع می‌وه و روزی را برایشان درخواست می‌کند تا مقدمه سپاسگزاری آنها باشد. اسلام رهبانیت و ترک دنیا را مذموم می‌شمارد. دقت در مفهوم آیات 200 و 201 سوره بقره بیانگر این است که دو روش از زندگی مورد بحث قرآن است: یکی رویگردانی از آخرت و طلب دنیاست و دیگری جمع دنیا و آخرت است. انصراف از دنیا و رهبانیت و انزوا گزینی، از نظر قرآن پسندیده نیست و هرگز به هنگام یادآوری راههای مختلف زندگی ذکری از آن به می‌ان نیامده است. دنیاطلبی صرف از نظر قرآن مذموم است. آنچه مطلوب است جمع دنیا و آخرت است.

۴-۲-اهمیت کار و تلاش اقتصادی در معنی بخشی به زندگی

از نظر قرآن مهمترین چیزی که جامعه بشری را پایدار نگه می‌دارد اقتصاد است. و خداوند آنرا مایه قوام اجتماعی قرار داده است. انواع گناهان و جرائم و جنایات و تعدیات و مظالم در دو چیز ریشه دارد: یکی فقر مفرط و دیگری ثروت بیحساب. به همین دلیل یکی از دلایل بعثت‌انبیاء فراهم ‌ساختن ‌زمینه برای قیام مردم در جهت برقراری قسط و عدالت‌اقتصادی است. اسلام با وضع قوانین خاص جلوی فقر مفرط را گرفته و همچنین از ثروت بیحساب جلوگیری می‌کند و ثروتاندوزانی را که انفاق نمی‌کنند به غذابی ابدی و دردناک مژده می‌دهد. به دلیل اهمیت فوقالعاده ای که کار در حیات فردی و اجتماعی بشر دارد قرآن کریم بطور صریح همه بهرهمندیهای انسان را در گرو کار و کوشش او می‌داند.

در تعریف کار گفته‌اند: کار فعالیت انسان به منظور تولید، تغییر شکل یا انتقال اشیاء است. حاصل تلاش مذکور را نیز کار گویند. (جعفری لنگرودی، 1370، ص 516)

برگسن کار را آفرینش امر فایده‌بخش می‌داند (بیرو، 1366ش، ص 452) و پرودن کار را عمل هوشیارانه انسان بر روی ماده می‌داند. (بیرو، 1366ش، ص452)

در اسلام بر هر کس واجب است برای تأمین معاش و زندگی خود کار کند و هیچ‌کس در اسلام از کار کردن مستثنی نشده است. اهداف تلاش اقتصادی از نظر اسلام علاوه بر کسب روزی حلال برای محتاج نشدن به دیگران، موارد دیگری را نیز دربرمیگیرد. از جمله: کار برای توسعه و گشایش زندگی خود و خانواده، کار برای افزایش ثروت و استفاده مشروع از آن، کار برای دستگیری از نیازمندان و خدمت به دیگران، کار برای اطاعت فرمان خدا و انجام وظیفه و… (ری شهری، 1364ش، ج 9)

باید توجه داشت که نکوهش قرآن از «ثروت» و دیگر جلوههای دنیاگرایی بطور مطلق نبوده و تابع شرایطی است و آیاتی که در محکومیت دنیا و ثروت وجود دارد ناظر به دلبستگی و پرستش پول و ثروت است. یعنی ثروت بطور مطلق مورد نکوهش قرار نگرفته است. حتی در پاره‌ای روایات به عنوان وسیلهای مشروع در جهت تکامل معنوی و ارتقاء فرد و جامعه نامیده شده است. در مقابل فقر مالی مورد نکوهش قرار گرفته و به عنوان ایجاد کنندۀ گناه، عامل ضعف ایمان، موجب کاهش حیا و آبرو، مایه نقصان عقل و حتی «نزدیک کفر» معرفی شده است. از نظر قرآن حق کار و تلاش و درآمد بطورمساوی برای مردان و زنان محترم شمرده است. اسلام اجازه نمی‌دهد که عدهای خاص بر منابع اقتصادی جامعه مسلط باشند و اکثریت مردم گرسنه بمانند. گردش ثروت در دست عدهای خاص حرام است و همۀ مردم باید از رفاه اقتصادی لازم برای یک زندگی مطلوب و سعادتمند برخوردار باشند.

قوانین اقتصادی اسلام بهترین دلیل بر این است که زندگی دنیوی، از نظر اسلام موضوعیت دارد و برای حفظ آن باید از طریق تلاش سالم اقتصادی اقدام کرد.4-3-اسلوب قرآن در دعوت انسان به زندگی

قرآن کریم در دعوت انسان به زندگی دو روش را به کار می‌برد. اولاً به مُسخّر بودن جهان نسبت به انسان توجه داده و در آیات زیادی بدان اشاره کرده است. ثانیاً انسانها را به منابع پاره‌ای از ثروتها آگاه می‌سازد که این ثروتها پایه تشکیل اقتصاد ضروری یک ملت در زندگی و تکاملش محسوب می‌گردد. این دیدگاهها نشانگر این است که زندگی دنیوی از نظر قرآن موضوعیت دارد و برای پایداری آن باید از طریق کشف و شناسایی و بهرهمندی از منابع طبیعت اقدام کرد.

۴-۴-دعوت قرآن به تفکر برای یافتن معنی زندگی

برای شناخت اهداف خداوند از آفرینش و معنی‌دار بودن نظام زندگی، قرآن انسانها را دعوت به تفکر و اندیشه در نشانههای خداوند در هستی می‌کند.کسانی که موفق به تفکر در نشانههای خداوند در نظام آفرینش شوند به بیهوده نبودن خلقت و معنی‌دار بودن آن اعتراف خواهند کرد. مطالعه در نظام آفرینش برای یافتن هدفداری نظام عالم یکی از دستورات قرآن است. چنین مطالعهای نشانگر آن است هر موجودی که در جهان آفرینش وجود دارد از اجزای خاصی تشکیل شده که این اجزا با تناسب و ارتباط و هماهنگی یکدیگر هدف خاصی را تعقیب می‌کنند. عنصر هدفداری و غایتمندی اساسی‌ترین عامل در پیوستگی و ارتباط و هماهنگی نظام جهان است. چرا که اساساً بدون هدف، مجموعۀ دارای نظام شکل نمی‌گیرد. از نظر قرآن آفرینش براساس حق صورت پذیرفته است. و نشانههای آن برای صاحبان علم و آگاهی در نظام هستی گسترده شده است. در آفرینش الهی بی‌نظمی و گسستی وجود ندارد. تدبیر الهی چون حلقههای زنجیر در سراسر جهان به هم پیوسته و متصل است و خداوند اجزا و اعضای جهان خلقت را طوری آفریده است که بتوانند به هدفی که برای آن خلق شدهاند برسند و دیگران مانع آن نشوند.

با تفکر در مضمون چنین آیاتی می‌توان هدفداری نظام خلقت و معنی‌داری زندگی از نظر قرآن را نتیجه گرفت.

۴-۵-جدی بودن زندگی از نظر قرآن

یکی از دلایل معنی‌دار بودن زندگی از نظر قرآن این است که براساس تعالیم قرآن نظام عالم بمثابه موجودی شعورمند بسیار جدی و دقیق عمل می‌کند و همین مسأله معنی‌دار بودن زندگی را یادآوری می‌کند. امام علی پس از جنگ صفین اول، در نامهای به فرزندش امام حسین می‌نویسد: من تجارب فراوان داشتهام و خیلی امور بر من گذشته است. از می‌ان این نکات نکتهای که باید در صدر قرار گیرد این است که در زندگی باید جدی بود. یعنی‌نمی‌توان زندگی‌را به بازی گرفت.(نهج البلاغه، نامه31)

در توضیح جدی بودن نظام هستی می‌توان گفت جهان هستی بمثابه یک موجود شعورمند در جهت عکسالعمل نشان دادن بسیار دقیق عمل می‌کند. جهان هستی در برابر رفتارهای ما خیلی از خود حساسیت نشان می‌دهد، داوری می‌کند و متناسب با داوری عکسالعمل نشان می‌دهد. یعنی انسان با دستگاهی جدی و دقیق سر و کار دارد و نباید گمان کند که کارهای او فراموش می‌شود. هر کاری که انجام می‌دهد، هر موضعی که می‌گیرد و هر خلقی را که در خود می‌پرورد و…. یک عکسالعمل متناسب در جهان خواهد داشت. البته تعبیر قرآن این است که خود عمل را می‌بیند یعنی قانون عمل و عکسالعمل در نظام هستی چنان حاکم است که گویی اصلاً «عمل و عمل» است و نه «عمل و عکس العمل». عکسالعمل هر عملی متوجه عامل آن است و در برابر عکسالعمل انسان سپری وجود ندارد. انسانها تک تک آفریده شدهاند و تک تک به پیشگاه خدا باز می‌گردند. پس باید کاری کنیم که بتوانیم از عهدۀ پاسخگویی آن برآییم. چرا که روز قیامت روزی است که فرد از پدر و مادر و برادر و همسر و فرزنده و عشیره خود می‌گریزد.

باید دانست که بخاطر جدی بودن نظام جهان جبران کمکاریها یا بدکاریها فقط با کار خوب امکانپذیر است. و برای تخفیف عکسالعمل، احساس ندامت وحسرت خوردن و نالیدن کارساز نیست.

از دیگر مظاهر، جدی بودن نظام جهان این است که هر چیزی که موافق با نظام جهان و در جهت اراده و مشیت الهی نباشد، فراموش خواهد شد دلبستگی به هر چیزی غیر از طریق حق زوالپذیر است. در نظام خلقت بازی و سرگرمی راه پیدا نکرده است. و انسان نیز نباید به لهو ولعب دل ببندد.

۴-۶-مسؤولیت انسان در قبال اعمال خود

یکی دیگر از دلایل معنی‌دار بودن زندگی ا ز دیدگاه قرآن این است که قرآن انسان را مسؤول اعمال خویش معرفی کرده و بیان می‌کند که او در مقام محاسبه اعمال باید پاسخگو باشد. حسابرسی و ارزیابی اعمال نشانه معنی‌دار بودن زندگی است.

۵-عوامل مؤثر در معنی بخشیدن به زندگی

احساس تنهایی و انزوا، سرگردانی و بلاتکلیفی، احساس پوچی و بیهودگی و بالاخره از خود بیگانگی (الیناسیون) عمدهترین مشکلات روزگار ماست. تلاش در یافتن معنایی در زندگی خود نیرویی اصیل و بنیادین است (فرانکل، 1385ش، ص 141) و در دنیا چیزی وجود ندارد که به ا نسان بیشتر از یافتن معنی وجودی خود در زندگی یاری کند. (فرانکل، 1385ش، ص 156) بر این اساس باید دید چه عوامل و نیروهایی می‌توانند در یافتن معنای واقعی زندگی به انسان کمک نمایند.

۵-۱-نقش دین در معنی بخشیدن به زندگی

یکی از دلائل عمده گرایش به دین از نظر بسیاری از روانشناسان و فلاسفه اگزیستانسیالیست معناجویی برای زندگی است. آنها معتقدند که علت عمده نابسامانیهای روانی ما نشأت گرفته از بی‌معنی بودن زندگی است. ویکتور فرانکل پایهگذار مکتب اصالت معنا می‌گوید: «ما اگر ندانیم چرا باید زندگی کنیم، آنگاه در حقیقت زندگی نمی‌کنیم، فقط به حیات بیولوژیک خود ادامه می‌دهیم.» انتظار آدمیان از دین این است که آنان را از وضع و حال موجود نامطلوب به وضع و حال مطلوب برساند، از این راه که به زندگی معنا ببخشد و عدم مطلوبیت آنرا بزداید. (ملکیان، 1380ش، ص 112)

آلپورت، در ارتباط با سیستمهای ارزشی و دین معتقد است که کارکرد و وظیفه یک سیستم ارزشی، وحدت دادن به حیات انسان است. بر طبق نظر او بالاترین سیستم ارزشی که به انسان وحدت می‌دهد، سیستم ارزشی دینی است. این سیستم بهترین زمینه را برای یک شخصیت سالم آماده می‌کند. (دو آن، 1364ش)

پژوهشهای زیادی درخصوص تأثیر دین واعتقاد به ادیان بر روی معناداری زندگی صورت گرفته است. براساس این پژوهشها، دین و جهانبینی توحیدی ساختارهای ذهنی و شخصی افراد را وسعت بخشیده و قابلیت و ظرفیت تفسیر و تحلیل شناختی را بهبود می‌بخشند و بدین ترتیب توانایی کل نگری اشخاص افزایش می‌یابد. این شناختها باعث می‌شود انسان جهان هستی را مجموعهای بیارتباط، تصادفی، بینظم و بدون علت نداند، بلکه جهان را پدیدهای نظاممند، پیچیده، دارای قانون بشمارد که نوعی اراده، تدبیر و معنا در آن نهفته است. علاوه بر آن به دلیل ظرفیت انسان برای خودآگاهی، افراد به ناچار با این حقیقت که آنها روزی خودهند مرد، روبرو می‌شوند، و این احساس فناپذیری می‌تواند علت زیربنایی ترس و حتی احساسات پوچگرایانه شود. دین با وعده دادن به جاودانگی در دنیای دیگر با این احساسات مبارزه کرده و به زندگی معنی بخشد و در ذهن مخاطبانش، برای این جهان ثبات و دوام فراهم می‌کند، ایجاد امید می‌نماید و ترس از فناپذیری را از بین می‌برد. (سیزنسکی، 1990م، صص 67-85)

همچنین دین و جهانبینیهای فرهنگی با تدارک زمینهای که در آن زمینه فرد خودش را با ارزش و با شکوه تصور می‌کند عزت نفس نسبتاً پایداری را ایجاد می‌نمایند. البته داشتن عزت نفس نیز نیازمند این است که شخص در یک جهان با معنی خودش را به عنوان فردی ارزشمند ببیند. و این امری است که توسط دین فراهم می‌شود. (سیزنسکی، 1990م، صص67-85)

۵-۱-۱ کارکرد روانشناختی دین در معنی بخشیدن به زندگی

یکی از بحرانهای عمیقی که دامنگیر بشر امروزی شده است مسأله پوچی و بیمعنا شدن زندگی است. که منشأ افسردگی و بیماریهای روحی بسیاری شده است. جامعهشناسان معمولاً در بررسی سرچشمههای احساسی سرخوردگی و پوچ‌گرایی به سه موضوع اشاره می‌کنند: (همیلتون، 1375ش، صص 273-287):

الف) هر گاه انسان از لحاظ نظری نتواند پدیدههای مهم زندگی خود را تبیین کند دستخوش سردرگمی و تحیر می‌شود و در نتیجه دچار اضطرابهای عمیق و بحران بی‌معنایی در زندگی می‌شود.

ب) یکی دیگر از علل احساس بی‌معنایی و پوچی، رنج کشیدنهای نامفهوم است. درد و رنجی که حکمت آن برانسان رنجور پوشیده باشد، احساس پوچی را در او برمی‌انگیزد. گرفتار شدن در رنج و اندوه به تنهایی موجب احساس بی‌معنایی در زندگی نمی‌شود، زیرا رنجی که انسان بداند برای چه آنرا متحمل می‌شود، سهل و پذیرفتنی است. توانایی انسان در فهم رنج، در واقع به معنای توانایی پذیرش و تحمل آن است. (همیلتون، 1375ش، ص 277)

ج) مشاهده کامیابی انسانهای رذیلت پیشه و ناکامی عاملان فضیلت پیشه یکی دیگر از علل احساس پوچی و دلزدگی در انسان است.

باورهای دینی افقهای نوینی را فرا روی انسان می‌گشایند و آدمی را در تبیین پدیدههایی مانند مرگ، یاری می‌دهند. مرگ براساس آموزههای دینی، پدیدهای ساده است که در فرآیند حیات جاودان انسان، حلقه اتصال دو مرحله از زندگی آدمی است. بدین ترتیب. «دین پاسخی فوری برای این رخدادها فراهم می‌سازد و در مورد این رخدادها که به صورتهای دیگر توضیحپذیر نیستند، تبیین قابل قبولی ارائه می‌کند.» (همیلتون، 1375ش، ص 276) از طرف دیگر دین با به حساب آوردن حیات اخروی انسان، رنجهای آدمی را در زندگی دنیوی معنا می‌بخشد و از این طریق انسان را در تحمل آن یاری می‌دهد و بالاخره دین با ارائه تعاریف جدیدی از کامیابی و ناکامی، نشان می‌دهد که اگر انسان با نگاه عمیقتری و با در نظر داشتن حیات اخروی، در حال اهل رذیلت و فضیلت بنگرد درمی‌یابد که خوشیهای اهل فسق و فجور دوامی‌ندارد وخوشی‌پایدار فقط نصیب صاحبان فضیلت خواهدبود. (امینی و دیگران: 1379ش، ص 31)

تنها با یاد خداوند و گام نهادن در صراط مستقیم است که قلب انسان آرامش می‌یابد و از غلتیدن در ورطه پوچی و بی‌معنایی می‌رهد:

برخی از پژوهشگران در عرصه روانشناسی تأکید دارند که مذهب می‌تواند جایگزینی برای تمام مؤلفههای تأثیرگذار همچون عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و خانوادگی بشود و به رضایت و تعادل و سلامت فرد کمک نماید. پژوهشگران به یافتههای فراوان و معتبری از لحاظ علمی دست یافتهاند که روشن نموده است اعتقادات مذهبی نه تنها در پیشگیری، بروز و شیوع بیماریهای روانی و درمان آنها می‌تواند تأثیر داشته باشد، بلکه همچنین دینداری، عوارض جسمانی بیماریها را کاهش داده و طول مدت بیماریها را اعم از جسمی یا روانی کم می‌نماید (مالتبی، 1995م، ص 600)

۵-۱-۲-کارکرد اجتماعی و اخلاقی دین در معنی بخشیدن به زندگی

نوع نگرش مذاهب به خدا و پیامبرانشان بر مشی سیاسی دینداران تأثیر دارد. اگر دینداران پرستشگر خدایی خودکامه باشند یک نوع مشی سیاسی خواهند داشت و اگر پرستشگر خدایی اخلاقی باشند، مشی دیگری را در پیش خواهند گرفت. همچنین نوع نگرش به عدل یا کرم خداوند در مشی سیاسی آنها اثر خواهد گذاشت. هر کدام از این دو را مقدم بدارند، در درک سیاسی آنها دخیل خواهد بود. خلاصه، هر مذهبی معرف رابطه خاصی بین انسان و خداست. و همین رابطه خاص شکل دهندۀ سمتگیریها و رفتارهای مؤمنان با یکدیگر است. اعتقاد به خدایی رحیم، نوعی رفتار را، و پرستش خدایی غیراخلاقی، رفتاری دیگر را ایجاب می‌کند. (سروش، 1378ش، ص 281)

با حذف مذهب از حیات دنیوی و مدیریت زندگی مادی و سیاسی، اخلاق و ارزشهای اخلاقی و ازجمله محوریترین آنها، یعنی عدالت اخلاقی (حرکت بر مبنای وجدان و پیروی از خیرات و اجتناب از زشتیها و آلودگیها بدون تکیه و توقع اجر و پاداش یا فرار از مجازات) متزلزل گشته، رو به فنا خواهد رفت. (جعفری، بی تا، ج 25، ص 99)

بهترین پشتوانه برای اخلاق، دین است. ادیان که پشتوانه اخلاقاند، بهترین ضامن بقای دموکراسیاند و جامعه دینی که به فساد و صلاح حساس است بسی بهتر از جوامع دیگر، می‌تواند ناظر و داور احوال حاکمان و بهرهجویی ناصواب آنان از قدرت باشد (سروش، 1373ش، ج 2، ص 179)

دموکراسی راستین نیازمند معیارهای عالی اخلاقی است. داشتن پارلمان یا نهاد رأیگیری، به هیچ وجه دموکراسی را تضمین نمی‌کند. بلکه برای استقرار آن، اصلاح گرایش نسبت به ارزشها و حقایقی چون خدا، انسان، علم، عدالت، قدرت، ثروت و غیره فوقالعاده ضروری است. (سروش، 1372ش، ص 271)

۵-۲-آثار یاد مرگ در معنی بخشیدن به زندگی

یاد مرگ یک سلسله آثار «روانشاختی» و یک سلسله آثار «جامعه شناختی» دارد.

الف) یکی از اثار رواشناختی یاد مرگ این است که ما را به موقت بودن زندگی این دنیا متوجه می‌کند. یاد مرگ ما را به یاد محدودیت زندگی این جهانی می‌اندازد و لذا موجب می‌شود از فرصت زندگی استفاده لازم را به عمل آوریم. اساساً اگر مرگ نبود ما از زندگی خودمان هیچ استفادهای نمی‌کردیم. و نمی‌توانستیم برای آن معنایی در نظر بگیریم. در نگاه قرآنی، زندگی یک فرصت است و نحوۀ استفاده از فرصت به اختیار آدمی است. بنابر این یاد مرگ، یادآور محدود بودن فرصت است و درک محدودیت فرصت، موجب می‌شود از فرصت محدود، کمال استفاده را بکنیم. به عبارت دیگر در عین حالی که زمان در اختیار انسان نیست ولی آگاهی از محدودیت آن، در استفاده بهتر از آن، خیلی مؤثر است. همین مسأله موجب تلاشگری و داشتن روحیه شاداب و گریز از سستی و تنبلی در زندگی می‌شود.

ب) اثر جامعه شناختی یاد مرگ در این است که انسان با توجه به گذرا و موقت بودن و ناپایداری زندگی مادی از ظلم کردن به دیگران دست برداشته و رعایت حقوق مردم را به عنوان سرلوحه وظایف خود تلقی خواهد کرد.

یاد مرگ انسان را متوجه این نکته می‌کند که مالکیتهای مربوط به دنیا که معمولاً اکثر ظلمها بخاطر آن انجام می‌گیرند مالکیتهایی گذرا و ناپایدار است و توجه به این مسأله، انگیزه مالکیت را کم می‌کند، در نتیجه انگیزه ظلم کم می‌شود. جامعهای که مردم آن چنین تلقییی داشته باشند جامعهای مسالمتجوتر خواهد بود. در چنین جامعهای به حق دیگران احترام بیشتری گذاشته می‌شود و تعدی به حقوق دیگران کمتر رخ می‌دهد.

۵-۲-۱-حقیقت مرگ

مرگ آنطور که پنداشته می‌شود وحشتناک نیست. مرگ ارزش وقت را به ما می‌آموزد. ما را متوجه می‌کند که عمر چقدر گرانبهاست، به این واقعیت پی می‌بریم که زندگی جاودانه نیست و می‌آموزیم که ببینیم و بشنویم. (بوسکالیا، 1378ش، ص 125)

مرگ را باید به عنوان یک پدیده غیرقابل انکار پذیرفت. یک راه قبول زندگی، پذیرش مرگ است. مرگ به آدمی می‌آموزد که زندگی محدود و پایانپذیر است. (بوسکالیا، 1378ش، ص 132) مرگ لذت لحظه را به ما می‌آموزد و هشدار می‌دهد که زندگی را آسان بگیریم و به هیچ چیز نیاویزیم. (بوسکالیا، 1378ش، ص 234)

مرگ نوعی مبارزه است. او به ما هشدار می‌دهد که وقت را تلف نکنیم. به ما می‌آموزد که رشد کنیم، از بودن به شدن تبدیل شویم و به یکدیگر در همین لحظه مهر بورزیم و یکدیگر را ببخشیم. علتی برای ترسیدن از مرگ وجود ندارد، مرگ بالاترین مبارزه را در زندگی طلب می‌کند. و این نوعی معنی بخشیدن به زندگی است.

برخی می‌پندارند رنج و مرگ معنی زندگی را می‌ربایند ولی باید دانست گذرایی و انتقال زندگی از معنای آن نمی‌کاهد بلکه در ما احساس وظیفه و مسئولیت را بیدار می‌کند. انسان پیوسته در می‌ان موج عظیمی از تواناییها و ا مکانات نهفته خود در حال گزینش است که کدامین آنها می‌بایست شکوفا و بارور گردد و کدامین محکوم به نابودی و فراموشی است. انسان باید در هر لحظه تصمیم بگیرد، تصمیمی برای بهتر شدن یا سقوط. تصمیم برای اینکه اثر ماندگار او در این زندگی گذرا چه خواهد بود.

۵-۲-۲-تأثیر موقت و گذرا بودن زندگی در معنی بخشی به آن

یکی از شیوه‌های قرآن در معنا بخشی به زندگی، توجه دادن انسان به گذرا بودن زندگی و انتقال از حیات دنیوی به آخرت است. مقدمه بودن زندگی دنیا برای آخرت، به معناداری آن می‌افزاید. و درک این حقیقت که زندگی دنیایی موقتی و گذراست و سرنوشت ابدی انسان را رفتار و اعمال او در این دوران محدود رقم می‌زند، چهره زندگی را در نظر انسان دگرگون می‌سازد. بعد از درک این مطلب انسان دیگر به دنیا به چشم جایگاه ماندن و آرام گرفتن نمی‌نگرد، بلکه آنرا گذرگاهی پرخطر می‌بیند که باید از آن بگذرد و به سرمنزل مقصود برسد. با چنین بینشی لحظه لحظه عمر انسان، ارزشی بینهایت می‌یابد، چرا که در سرنوشت ابدی او بسیار مؤثر است. با این شناخت انسان به هیچ رو راضی نمی‌شود عمر را به بیهودگی سپری کند یا به هدفهای پوچ و بیارزش چشم بدوزد، بلکه می‌کوشد تا از همه لحظههای عمرش به بهترین شکل استفاده کند و هر چه بیشتر به خدا نزدیک شود.

۵-۲-۳-معنی واقعی مرگ و زندگی از دیدگاه قرآن

الف) روح انسانی بر خلاف حیات نباتی و نفس حیوانی او جاوید و ابدی است و زندگی انسان با مردن پایان نمی‌پذیرد.

ب) روح انسانی بر خلاف حیات نباتی و نفس حیوانی او شدت و ضعف بردار است و انسان به هر می‌زان از آگاهی و تحرک بیشتری برخوردار باشد زندگی بهتری خواهد داشت و به هر نسبت که آگاهی کمتری داشته باشد ساکنتر و مردهتر خواهد بود.

ج) مرگ و زندگی انسانها از دیدگاه قرآن به می‌زان برخورداری انسان از روح انسانی ارزیابی می‌شود. قرآن کریم افرادی راکه تنها می‌خورند و می‌خوابند و از آگاهی و حرکت مسئولانه بهرهای ندارند، مرده خطاب می‌کند.

۵-۳-جایگاه عشق در معنی بخشیدن به زندگی

تمام افراد بشر با وجود تفاوتهای نژادی، فرهنگی و مذهبی در بعضی نیازها با یکدیگر وجه اشتراک دارند که از آن جمله نیاز به عشق، مهربانی و دوستی است.

عشق نیازی مبرم، حیاتی و همگانی است که تبلور آن شکوفایی و خلاقیت می‌آفریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی می‌کشاند. برای درک معنی و مفهوم واقعی حیات باید با عشق و در عشق زندگی کرد. عشق مظهر زندگی است و اگر عشق از دست برود، در حقیقت زندگی از دست رفته است. (بوسکالیا، 1378ش، ص.329) عشق عالیترین و نهاییترین هدفی است که بشر در آرزوی آن است. (فرانکل، 1385ش، ص 59)

از نظر قرآن کریم هدف از ازدواج و تشکیل خانواده پاسخگویی به این نیاز حیاتی انسان است و عشق ورزی یکی از نشانههای خداوند در جهان شمرده شده است. (روم – 21)

ازدواج باید با هدف احساس آرامش در زندگی و بر پایۀ عشق و محبت پایهریزی شود. حضور آدمی در کانون ازدواج از نظر روحی و و روانی او را ارضاء می‌کند و در پرتو این آرامش علاقمندی انسان به زندگی افزایش می‌یابد و معنی‌دار بودن آنرا لمس می‌کند و در نتیجه به راحتی می‌تواند به عنوان یک عضو سالم و کامل به ایفاء نقش در اجتماع بپردازد.

عشق تنها شیوهای است که با آن می‌توان به اعماق وجود انسانی دیگر دست یافت. هیچ‌کس توان آنرا ندارد جز از راه عشق به جوهر وجودی انسانی دیگر، آگاهی کامل یابد.

جنبه روحانی عشق انسان را یاری می‌دهد تا صفات اصلی و ویژگیهای واقعی محبوب را ببیند و حتی چیزی را که بالقوه در اوست و باید شکوفا گردد، درک کند. علاوه بر آن عاشق به قدرت عشق توانایی می‌یابد که معشوق را درآگاه شدن از استعدادهای خود و تحقق بخشیدن به آنها یاری کند. بدین ترتیب زندگی معنی واقعی خود را می‌یابد و آدمی در کاروان عشق به سوی معبود واقعی جهان آفرینش عاشقانه حرکت می‌کند.

اگر زندگی خانوادگی، براساس عشق بنیان نهاده شود موجب آرامش روانی طرفین و پرورش سالم فرزندان نیز خواهد بود. در دنیای امروز تشکیل خانواده و در آغوش پرمهر آن بزرگ شدن و از محبت پدر و مادر برخوردار بودن، بالاترین و مهمترین نیاز بشر محسوب می‌شود و تمام ناراحتیهای روزافزون روانی، ناشی از احساس تنهایی و دور بودن از دست نوازشگر خانواده است.

۵-۴-نقش رنجها در معنی بخشیدن به زندگی

برخی معتقدند انسان وقتی با وضعی اجتنابناپذیر مواجه می‌گردد و یا با سرنوشتی تغییرناپذیر روبرو می‌شود این فرصت را می‌یابد که به عالیترین ارزشها و به ژرفترین معنای زندگی یعنی رنج کشیدن دست یابد. درد و رنج بهترین جلوهگاه ارزش وجودی انسان است. آنچه اهمیت بسیار دارد، شیوه نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوهای که این رنج را به دوش می‌کشد.

انگیزه اصلی و هدف زندگی، گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنیجویی زندگی است که به زندگی مفهوم واقعی می‌بخشد. به همین دلیل انسانها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با می‌ل تحمل می‌کنند. گاهی در زندگی وضعی پیش می‌آید که انسان از انجام کاری محروم می‌شود و یا کامیاب نمی‌گردد، ولی چیزی که اجتنابناپذیر است همانا «رنج» است. از این رو اگر رنج را شجاعانه بپذیریم تا واپسین دم، زندگی معنی خواهد داشت. یعنی باید پذیرفت رنج نیز بخشی از زندگی است (فرانکل، 1385ش، ص 171)

اگر بپذیریم که رنج در صیقل دادن روح آدمی بسیار مؤثر است در این صورت باید آنرا سودمند دانست و نباید از آن گریخت. بلکه باید راه مقابله صحیح با آن را بیاموزیم.

رنجهایی که در زندگی سراغ انسان می‌آید او را هوشیار و متفطن می‌کند پس رنج واقعیت جداناپذیر زندگی است. و هیچوقت نمی‌توان آنرا از واقعیت زندگی حذف کرد. اما آموزش نحوۀ موضعگیری صحیح در برابر رنجها وظیفهای است که انسان باید در جهت آن تلاش کند. با این رویکرد می‌توان نتیجه گرفت که هیچ چیزی زیانمند نیست به شرطی که انسان در برابر آن موضعی صحیح اتخاذ کند و هیچ چیزی سودمند نیست اگر انسان در برابر آن موضعی نادرست اتخاذ کند. پس تمام آنچه ما زیانمند می‌دانیم مثل رنج، غربت، دشمنی دیگران با ما، گمنامی و… می‌توانند سودمند باشند. نحوۀ تقرب ما به مسائل تعیین کننده است. مثلاً دشمنی دیگران با ما برای ما رنج آور است اما همین دشمنیهای رنجآور می‌تواند به زندگی ما معنی ببخشد. نخستین سودرسانی دشمنان به ما این است که تنهایی ما را در نظام آفرینش به ما نشان می‌دهند. کسانی که اطرافیان ما هستند و به ما سود می‌رسانند احساس تنهایی را از ما می‌گیرند و نمی‌گذارند تنهایی به مرحلۀ و جدان و آگاهی ما برسد.

خداوند در احوال روز قیامت به خصوصیت این جهانی انسان اشاره کرده و می‌فرماید شما همیشه تنهایید و از اول شما را تنها آفریدیم. (انعام – 94)

زندگیهای روزمره این احساس تنهایی را از ما می‌گیرد. اما دشمنییی که دیگران با ما می‌کنند این حُسن را دارد که تنهایی ما را به ما می‌نمایاند و می‌فهمیم که چقدر در دنیا تنهاییم.

علاوه بر آن وقوف به تنهایی یک از مهمترین اصول برای سازندگی شخصیت انسان است. توجه نکردن به این نکته که «انسان تنهاست» ریشه تمام گرفتاریهای اوست و بسیاری از ظلمهایی که انسانها بر یکدیگر روا می‌دارند به پشتگرمی دوستیهاست. و بسیاری از بیعدالتیها بخاطر خشنود کردن دیگران است. اگر انسان احساس کند که تنهاست نه ظلم می‌کند و نه از حق عدول می‌کند. این احساس تنهایی در روز قیامت به شدت سراغ انسان خواهد آمد.

نقش سختیها و رنجها در زندگی دنیوی دقیقاً یادآور لحظۀ تنهایی انسان در روز قیامت نیز هست و به بیداری و هوشیاری او منجر می‌شود و به او کمک می‌کند تا معنی زندگی و حقیقت آنرا درک کند و بداند که زندگی فرصتی برای تلاش و اخذ توشه برای زندگی آخرت است. نگرانی از سختی و تنهایی آخرت موجب اعمال صالح در زندگی دنیوی نیز می‌شود در ایات 7 تا 10 سوره دهر که در شأن حضرت علی (ع) و خانوادهاش نازل شده است بیان شده است که حضرت علی وقتی به سائل مسکین و یتیم و اسیر غذا خوراند فرمود: کمک به دیگران بخاطر سپاسگزاری آنها نیست بلکه بخاطر ترس از خداست در روزی که (قیامت) شر بر فراز سر همه پرواز می‌کند.

دومین سودرسانی دشمنان به ما این است که به نقاط ضعف خود پی می‌بریم. دشمنان ما با دشمنی خود ضعفهای وجودی ما را به ما می‌نمایانند. و این در بیداری انسان و تلاش او برای رفع ضعفها و نواقص وجودیاش مؤثر است و موجبات تکامل او را در زندگی فراهم می‌آورد.

بنابر این می‌توان نتیجه گرفت رنجها و ناملایمتیها و گرفتاریها و سختیهای زندگی در سازندگی روحی و روانی انسان مؤثر و به معنی‌داری زندگی او منجر می‌شود.

بنابر این آنچه انسانها را از پای در می‌آورد، رنجها و سرنوشت نامطلوبشان نیست بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبتبار است. و معنی تنها در لذت و شادی و خوشی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم می‌توان معنایی یافت. (فرانکل، 1385ش، ص 226)

قرآن کریم برای ایجاد یک زندگی متعادل و معنی‌دار به انسانها یادآوری می‌کند که در خوشیها سرمست نگردند و در گرفتاریها مأیوس نباشند.

(حدید – 23)

منابع و مآخذ

قرآن کریم

امینی، علیرضا. و دیگران. معارف اسلامی 2، تهران: دفتر نشر و پخش معارف، چاپ چهارم، 1379 ش

بیرو، آلن. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه: باقر ساروخانی، تهران: انتشاران کیهان، 1366 ش

بوسکالیا، لئو. بیا دریا شویم. ترجمه: ناهید ایران نژاد، تهران، نشر دایره، چاپ هشتم، 1378 ش

بوسکالیا، لئو. زندگی با عشق چه زیباست؟، ترجمه: توراندخت تمدن، تهران: نشر دایره، چاپ چهاردهم، 1378 ش

پترسون، مایکل. و دیگران. عقل و اعتقاد دینی، ترجمه: نراقی و دیگران. تهران: 1376 ش

جعفری، محمدتقی. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج 25، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380 ش

جعفری لنگرودی، محمد. ترمینولوژی حقوق، تهران: کتابخانه گنج دانش، چاپ پنجم، 1370ش

حجازی، فخرالدین. نقش پیامران در تمدن انسان، تهران: انتشارات بعثت، 1365 ش

حرعاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه الی معرفه مسائل الشریعه، ج 12، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403 ق

رو، ویلیام. فلسفه دین، ترجمه: قربان علمی، تبریز: 1381 ش

سروش، عبدالکریم. حکمت و معیشت، ج 2، تهران: انتشارات صراط، 1373 ش

سروش، عبدالکریم. سیاست نامه، تهران: انتشارات صراط، 1378 ش

سروش، عبدالکریم. فربهتر از ایدئولوژی، تهران: انتشارات صراط، 1372 ش

سروش، عبدالکریم. مدارا و مدیریت، تهران: انتشارات صراط، 1372 ش

شولتس، دوآن. روانشناسی کمالی، ترجمه: گیتی خوشدل، تهران: نشر نو، چاپ سوم، 1364 ش

صالح، صبحی. نهج البلاغه، سید رضی، با تنظیم و فهرست صبحی صالح، بیروت: 1378 ق

طباطبایی، سید محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، 1412 ق

فرانکل، ویکتور امیل. انسان در جستجوی معنی، ترجمه: صالحیان-می‌لانی، تهران: درسا، چاپ هفدهم، 1385 ش

کلینی، محمد بن یعقوب. اصول کافی، به کوشش: علی اکبر غفاری. تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1388 ق

مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (ع)، ج 72، بیروت: مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403 ق

محمدی ری شهری، محمد. می‌زان الحکمه، ج 9، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1364 ش

مطهری، مرتضی. مجموعه آثار، ج 2، تهران: انتشارات صدرا، 1369 ش

ملکیان، مصطفی، «تأثیر دین در منش آدمی» فصلنامه علامه، شماره 3، تبریز: دانشگاه تبریز، زمستان 1380 ش

نوری، می‌رزا حسین. مستدرک الوسائل، ج 2، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1383 ق

همیلتون، ملکم. جامعه شناسی دین، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: تبیان، 1375 ش

Frankli, Viktor Emil. (1959) Man’s Search For Meaning: an introduction to logotherapy. , Beacon Press.

Maltby, J. (1995). Frenquency of church attendance and obsession actions among English and U.S.Adults. Jurnal of Psychology.

, Elizabeth K.(1954) Religion and Society, U.S.A , Random-house.

Pyszczynki, Tom. (1990). A Terror Management analysis of self-awareness and anxity: The hierarchy of terror.: harwood academic Publishers.

Smart, Ninian. (1984) The Religious Experience of Mankind, NewYork.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *