مقدمه
آیینها و آداب و رسوم هر ملت، سازنده عناصر فرهنگی جامعه محسوب میشوند. تنوع و تعداد آیینها و آداب و رسوم، دلیل غنای فرهنگی یک جامعه است. در روزگار بحران هویت، یکی از راههای حفظ هویت فرهنگی، بازگشت به آیینها و آداب و رسوم سنتی و فولکلوریک است. سرزمین ایران از دیرباز به عنوان یکی از گهوارههای تمدن مطرح بوده است. یکی از آیینهای دیرپا در ایران، آیین شب یلدا است. بازشناسی عناصر فرهنگی شب یلدا ما را با فرهنگ کهن این مرز و بوم آشناتر خواهد کرد. از عناصر قابل توجه در مراسم شب یلدا میتوان به پیوند و رابطه انسانها با یکدیگر و همچنین رابطه انسان با جهان طبیعت و نظام آفرینش اشاره کرد. شبی که کدورتها را باید کنار نهاد و بر گرد یک کرسی و با حرارت و گرمای حضور افراد فامیل، لحظاتی خاطرهانگیز را رقم زد. شبی که بهانهای است برای آفریدن شادیها؛ بهانهای است که سرمای زمستان را با گرمای محبتها و دوستیها پیوند دهیم. شبی برای همراهی و همسویی با اسرار طبیعت، شناخت رمز و رازهای طبیعت؛ بهانهای برای نشستن پای حدیث بزرگان، بزرگمنشی را به نظاره نشستن، وقار و احترام بزرگان را پاس داشتن، درس زندگی را برای کوچکترها و نسل جدید بازگفتن، محبت و مهربانی را به نسل نوپا هدیه کردن.
پیوند نسلها و احساس هویت
شب یلدا موجب پیوند انسان با فرهنگ نسل پیشین، فرصتی برای احساس هویت و پیوند با جاودانگی، توجهی دوباره به مبدأ هستی با امید به ابدیتی پایدار است. در عصر گسست نسلها، پیوندی دوباره بین نسل دیروز و امروز ایجاد کردن، و گاهی جلوهای زیبا از حضور سه نسل در کنار یکدیگر (پدربزرگها و مادربزرگها، در کنار پدران و مادران، فرزندان و نوادگان) را در شب یلدا میتوان شاهد بود.
رمز وحدتبخش نوروز
نکته حائز اهمیت در این میان، رمز وحدتبخش نوروز در بین اقوام ایرانی است. نوروز متعلق به همه ایرانیان است و هیچ قوم و فرقهی خاصی نمیتواند آن را انحصاری کرده یا مصادره کند.
کشوری مثل ایران که هم خاستگاه برخی ادیان بوده و هم از حضور ادیان مختلف در طول تاریخ استقبال کرده و هم آزادی مذهب را به عنوان یک منشور از دورهی هخامنشیان به یادگار دارد و از طرفی به خاطر اقلیم و طبیعت جذابش اقوام زیادی را در خود جای داده است، عناصر وحدتبخش فراوانی دارد که فراتر از قومیت، فرقهگرایی، تعصب قبیلهای و نژادی و زبانی و مذهبی، زمینههای همگرایی اجتماعی را در لایههای درونی جامعه به وجود میآورد. آداب و آیینهای نوروز از دیرباز چنین نقشی را ایفا کردهاند و اقوام مختلف ایرانی علیرغم تنوع در دین، مذهب، نژاد، زبان و لهجه، در هویت ایرانی با هم اتحاد و اشتراک دارند و به یک میزان به خاک و سرزمین خود احساس تعلق دارند و در این میان آیینها و مراسم نوروز سمبل و قوامبخش این وحدت ملی هستند.
هوشمندی ایرانیان و جشنهای نوروز
انتخاب نوروز به عنوان جشن بزرگ ملی و سمبل وحدت ملی ایرانیان، هوشمندی مردمان ایرانزمین را در همآوایی با نظام طبیعت و همسویی با تقدیر خداوند در آفرینش نشان میدهد. نوروز روزی است که روز و شب در آن به اعتدال میرسند. اعتدال طبیعت نشانهی قدرت و خلاقیت خداوند است. الهامگیری از شاخصه اعتدال طبیعی میتواند زندگی انسانها را در پرتو عدالت رقم بزند و به انتظار ظهور خورشید عدالت، پیامهایی چون حقیقتجویی، خیرخواهی، دادگری، مهرورزی، مساوات، اخلاقگرایی، زیباییدوستی، کمالخواهی، سعادتطلبی، نیکوکاری، علمدوستی، خردگرایی، صلحگرایی، قانونمندی و قانونگرایی و … را به جهانیان عرضه کند.
ایرانیان باستان با الهامگیری از طبیعت و نوزایی آن، پیامهای تمدنی و فرهنگی خود را بدینسان به گوش جهانیان سرودند که: ای انسان، در برابر جلوهگریهای نظام هستی در طبیعت، زبان جز به ستایش عظمت خالق نباید گشاد، و سعادت این جهان جز با مهرورزی به خلق خدا و همنوایی با اسرار هستی به دست نمیآید. جهان هستی جز به مهر و عشق دوام و بقا نمییابد و این حقیقت بزرگ را میتوان در ترنم بلبلان بر شاخساران، در گردش منظم ستارگان، در نوای پرندگان، در آبشاران، کوهساران، در امواج دریا، در سبزهزاران، در گلستان، در خورشید درافشان و درخشان، در آسمان پر از کهکشان، در گلبن جویبارها، در آینه رخسارها، در ناز و عشوهگری گلنارها، در کوی دلدادگان و راه رادمردان و وارستگان به تماشا نشست.
شکفتن دوباره شادیها
جشن و شادی لازمه لاینفک زندگی انسان و خوراک روحی و معنوی اوست و چه نیکوست که این شادی پیوندی با آفرینش و طبیعت داشته باشد. یلدا شبی برای شکفتن دوباره شادیهاست؛ شادیهایی که از عمق جان است. ایرانیان باستان هوشمندانه طولانیترین شب سال را بهانه مراسمی کردهاند که پیوندهای معنوی آدمیان را با یکدیگر استوارتر میکند.
آداب و رسوم شب یلدا
هر یک از آدابی که در شب یلدا اتفاق میافتد حکمتی خاص دارد. نگهداشتن میوههای تابستانی برای استفاده در شب یلدا، مثل هندوانه و انگور، نشانگر قدرت و توانایی انسان علیرغم نبود امکاناتی نظیر یخچال و فریزر در روزگاران گذشته است و بیانگر این است که آدمیان در طول تاریخ، قدرت غلبه خود را بر طبیعت همواره حفظ کردهاند. مشاعره و شاهنامهخوانی و مثنویخوانی و فال گرفتن با دیوان حافظ که اکثراً توسط بزرگان یا افراد ادیب فامیل در شب یلدا صورت میپذیرد، نشان از غنای فرهنگی و حکمتآموز بودن چنین مراسمی دارد. بذلهگویی و حکایت خاطرات شیرین توسط افراد مسن فامیل که کودکان و جوانان را مجذوب خود میسازد، در روزگاری که هنوز رسانههای دیجیتالی در زندگی آدمیان راه نیافته بود، تنها وسیله پیوند نسلها بود. البته با این تفاوت که در چنین محافلی و در شبنشینی یلدا، عبارات و جملاتی که هزاران نکته باریکتر از مو نیز در آنها نهفته بود به نسل جدید عرضه میشود و در نتیجه ادب و معرفت و مدنیت نیز در زیباترین شکل به نسل جدید منتقل میشد.
اما امروزه در سایه تکنولوژی و رسانههای دیجیتالی، حجم عظیمی از اطلاعات بین افراد منتقل میشود در حالی که این اطلاعات سبب دلبستگی و پیوند عاطفی نسلهای مختلف نمیشود و گاهی به دلیل وابستگی مردمان به رسانههای دیجیتالی (مدیا)، جدایی و گسست بین آدمیان بیشتر هم میشود. امروزه در کشورهای پیشرفته صنعتی و در کلانشهرها، میلیونها انسان در کنار یکدیگر تنها زندگی میکنند و کمترین نیازی به ارتباط کلامی با یکدیگر ندارند. زمان متوسط ارتباط کلامی بین والدین و فرزندان به سه دقیقه در طول شبانهروز کاهش یافته است.
تولید فرهنگی و شکلگیری فرهنگ
در دنیای قدیم، گرچه حجم اطلاعات مثل امروز فراوان نبود، اما آنچه تولید فرهنگی نامیده میشد و در بین نسلها منتقل میشد، سازنده آداب و رسوم و تمدن فرهنگی جامعه بود و ملتهای گوناگون به دلیل داشتن فرهنگهای برتر و دیرپا میتوانستند به یکدیگر تفاخر کنند و در اثر رقابتی که بین فرهنگها به وجود میآمد، تمدنهای پیشرفته شکل میگرفتند. چهار تمدن باستانی ایران، چین، یونان و مصر از جمله این تمدنها بودند.
اما امروزه به دلیل اختلاط فرهنگی بین ملتها و حاکمیت تئوری جهانوطنی (کاسموپولیتیسم)، فرهنگهای اصیل بومی حذف شده و جای آن را فرهنگ مسلط جهانی (نظام سرمایهداری) پر کرده است و در اثر حاکمیت قدرت و ثروت، آدمیان در قضاوتها و تحلیلهایشان کانالیزه شده و حتی در نوع شادیها و سرگرمیهایشان نیز بدون توجه به فرهنگهای بومیشان به روشی یکسان عمل میکنند. حتی لذت بردن از زندگی نیز به نحوی وارداتی و مصنوعی شکل میگیرد؛ تا جایی که موسیقیها و هنرهای بومی که نشانگر فرهنگ و تمدن و اصالت یک ملت است، تحت تأثیر فرهنگ جهانی، اصالت خود را از دست داده است. همه مجبورند به نوعی تصنعی نشان دهند که از فلان موسیقی که دنیای سرمایهداری آن را تجویز میکند لذت میبرند. مثلاً ساز عاشیقیِ بومی و محلی با هزار رمز و رازش جای خود را به ترانههای بیمحتوا میدهد و در چنین فضایی فرهنگهای بومی و محلی، محلی از اعراب ندارند و همه جهان به جای نوشابه وطنی باید «کولا» مصرف کنند تا چرخهای نظام سرمایهداری جهانی به حرکت درآید.
به راستی در برابر این تهاجم عظیم چه کار میتوان کرد؟ آیا راهی غیر از احیای ارزشهای اصیل فرهنگی، تکیه بر ارزشهای معنوی، مطالعه در تاریخ پر افتخار تمدن ایرانی، بازگو کردن الگوهای پیشرفت و تمدن گذشته این سرزمین به نسل جدید وجود دارد؟
پیام شب یلدا
آشتی دادن بین نسل جدید و فرهنگ غنی نیاکان، بهترین زمینه برای تحرک و پویایی در نسل امروز را فراهم میآورد و به همین دلیل است که بزرگداشت آیینهایی چون شب یلدا در جامعه امروز ایران ضرورت پیدا میکند. شب یلدا غیر از اینکه پیامآور محبتها و همدلیهاست و شادی را به خانوادههای ایرانی هدیه میکند، پیامی جدی نیز دارد. پیام شب یلدا بازگشتی دوباره به آداب و رسوم اصیل سرزمین خود و تکیهگاهی محکم در برابر تهاجم فرهنگهای بیگانه است. پیوند نسل جدید با رسوم آیینی نیاکانش او را دلبسته فرهنگ غنی و بومی خود میسازد و هویت اصیل او را احیا میکند. احساس هویت به کمال شخصیت منجر میشود و با اعتمادبهنفسی که در نسل جدید به وجود میآورد، پیشرفت و سازندگی ایران عزیز را رقم میزند.

بدون دیدگاه